ســخنـانی چنـد از بـرونـو گـرونيـنگاعتماد کن، ايمان بدار، کمک ميکند، شفاء می بخشد، نيروی لايزال الهی. خيلی چيزها هست که قابل توضيح نيستند، ولی چيزی نيست که امکان رخدادن آن نباشد. دوستان عزيز، دريافت شفاء حقيقت است. بزرگ ترين طبيب انسان ها خدا هست و خدا خواهد بود. پول قدرت است، سلامتی قدرت والاتر. سلامتی يعنی ثروتمندی. اگر خواهان تجربه عالم والا هستی، بايستی که د راين راه کوشا باشی. روح بر ماده مسلط است. تمامی هّم و عملکرد من تنها و تنها در جهت هدايت مردم به سوی حق و حقيقت است ، به سوی خداست. روح سليم حاکم بر جسم خويش است. کردار انسان بر حسب اراده اوست. فکر تابع اراده است. محرک انسان بسوی عمل، فکر اوست. به سوی طبيعت روی بياوريم، بسوی خدايمان، بسوی رب العالمين! ايمان بيآويم به آن خوبی ای که در نهاد انسانهاست! ساده لوح نباشيد! من باز تکرار ميکنم: شما حتماً نبايستی آنچه را که من ميگويم، باور کنيد، من چنين توقعی را ندارم. ولی وظيفه ای که بعهده شماست اين است که خود را از کم و کيف آن متقاعد نمائيد. هيچ کس قادر به شفاء دادن نيست، الـّا يکی، و آن خداست. شخص والامنش، به فکر وظائف خويش است. شخص بی ارج، بفکر سودجوئی. انسان حاصل عشق است. هر آنچه که در حيطه عشق به وجود آيد، فقط در سايه عشق و محبت قادر به حيات است. برای خدا غيرممکن وجود ندارد. بُخل و نفرت را کنار بگذاريد، زيرا آنچنان که شمائيد، زندگيتان نيز چنان می باشد. نتيجه بخل و نفرت دعوا و مرافعه است. هر کلمه و جمله ای را قبل از بيان بسنجيد. و قبل از قبول هر فکری بيانديشيد که آيا آن سزاوار پروراندن است يانه! به اعمال خود دقت کنيد، که آيا رفتارتان درست بوده است. هر روز خود را به نظم بخوانيد، يعنی بسوی خدا! خود را نکوهش نموده، ادب نمائيد. هر کسی سازنده خويشتن است، زيرا هرچه که انسان بکارد، آنرا نيز درو خواهد نمود. مرض متعلق به انسان نيست. خوبی پيوسته، بر بدی فائق می آيد. دوستان عزيز، پيکر انسان، هديه ای ست الهی. دريافت هر فکری مستلزم انرژی ست، لذا انسان بايستی هميشه ترتيبی بدهد، که هر روز از انرژی تازه برخوردار گردد. زندگی را دوست داشته باشيد، خدا زندگی ست، همه جا خداست. من نمی خواهم که حتی يک نفر از دوستان وابسته به انجمن، ساده لوحی پيشه کند. او موظف است، همانند من، خود را شخصاً از همه چيز(بعد از معاينه) متقاعد نمايد. دوستان عزيز، دو ارباب را نميتوان خدمت نمود، نميتوان از سوئی در خدمت شرور بود، و از سوئی در خدمت خدا. دوستان عزيز، اصل اساسی، ارتباط با خدا، و دلبستگی به اوست. هرچه را که قبول نمائيد، به پذيريد، دارای آن چيز خواهيد بود. شما هرگاه پيوسته خوبی را پذيرا باشيد، و از«بدی» يعنی شرور دوری گزينيد، آنزمان خوبی همواره با شما خواهد بود. شما خدا را ترک نموده بوديد، و احساس ميکرديد که خدا را شما را ترک نموده است، ولی اکنون شما بسوی او خوانده ميشويد. خدا انسان را سالم و زيبا آفريد، و اينگونه نيز خواهان اوست. در آغاز انسانها در وحدت الهی می زيستند. آنزمان ها، فقط مِهر بود، همسازی بود، سلامتی بود و يگانکی. ولی آن لحظه که اولين انسان به آوای شرور که خارج از اين وحدت بود، گوش فرا داده و بدان عمل نمود، وحدت و يگانگی از هم گُسست. و از آن موقع بين انسان و خدا جدائی افتاد، و شکافی ژرف حايل گشت. ارتباط قطع گرديد، و انسان تنها ماند. او هر چقدر هم که متدين باشد، و دعا کند، در مسير زندگی، آخر سر مورد يورش شرير واقع شده و سقوط خواهد کرد. اکنون جايگاه شما وادی شرير گشته است، مدام بد بياری، درد، دردهای ناعلاج. بيش از اين در قعر اين وادی منحوس غوطه ور نگرديد، من شما را به بازگشتی سترگ فراميخوانم! خود را بالا بکشيد، و من بر روی شکاف ايجاد شده، برايتان پلی ميسازم! از مسير ناهموار درد و آلام، به مسير الهی گام بگذاريد! در اين مسير درد نيست، بدبختی نيست، ناعلاجی نيست؛ همه خوبی ست، راهی که بسوی خداست. |